نگارش: امیر حسین کریمی
اینستاگرام : @geo.rock.ir
🔷استانداردهای فراموششده در تولیدات کفش های کوهنوردی ایرانی
یادداشتی درباره حقیقت کفشهای زمستانه ی ایرانی و چینی ( فیک ) در ارتفاعات ایران
👈 آیا تجهیزات غیر استاندارد در حوادث متعدد کوهستان های ایران نقش دارند ؟!
در جغرافیای کوهستانی ایران، قلهها فقط عددی روی نقشه نیستند؛ روایتهایی هستند از باد، یخ، سنگ و صبوری.
بلندترین آنها—دماوند ۵۶۱۰ متری—با قامت سفیدپوشش در زمستان نه یک مقصد، بلکه مرزی میان «طبیعت» و «غریزه بقا»ست. این قله، در زمستان، بههیچوجه شباهتی به تصویرهای آرام تابستانیاش ندارد؛ دمای مؤثر به زیر منفی ۳۰ درجه میرسد، بادهای ۸۰ تا ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت رایجاند، و کوچکترین اشتباه در تجهیزات میتواند شانس بازگشت را نصف کند.
در سالهای اخیر، میان تولیدکنندگان داخلی و برخی فروشندگان، موجی از ادعاها پدید آمده:
«کفش زمستانه مناسب دماوند»،
«کفش صعود ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ متری»،
«کفش مجهز به کرامپون»،
و مهمتر از همه: «قیمت مناسب!»
این یادداشت پاسخی است به همین ادعاها؛ نه از سر تقابل، بلکه از سر ضرورت:
چراکه کوهستان، جای ادعا نیست—جای استاندارد است.
۱. صعود زمستانی در ایران یعنی چه؟
هر کشوری بر اساس جغرافیا و عرض جغرافیایی خود سطح خاصی از سختی زمستان را تجربه میکند.
زمستان ایران، بهویژه در ارتفاعات ۳۵ تا ۵۶ درجه عرض شمالی، از نظر سرمای مؤثر (Windchill) و ناپایداری، بسیار نزدیک به شرایط کوههای آلپ در اوایل زمستان است. به همین دلیل است که حتی یک قله ۴۰۰۰ متری مثل دنا یا سبلان در زمستان تجهیزات استاندارد آلپی میطلبد.
چیزی که بسیاری نادیده میگیرند این است که:
ارتفاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ متر در زمستان = محیط قطبی + کمبود اکسیژن + یخ دائمی
اینجا جایی نیست که یک کفش شبهزمستانه، یا یک نمونه با طراحی ناقص، بتواند بدن انسان را حمایت کند.
۲. استانداردهای واقعی کفش زمستانه چیست؟
فدراسیون جهانی کوهنوردی UIAA، استانداردهای اروپایی EN 893, EN ISO 20345, و راهنماهای فنی Alpine Club، مجموعهای از معیارها را برای کفشهای زمستانه منتشر کردهاند. این استانداردها سالهاست اجرا میشوند و پایهٔ همهٔ کفشهای معتبر دنیا (Dolomite /scarpa / La Sportiva / Zamberlan / Lowa / Hanwag) هستند.
یک کفش زمستانه واقعی برای ارتفاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ متر، همهٔ موارد زیر را باید داشته باشد—نه یکی، نه دو تا، نه شبیهسازی آنها:
۳. معیارهای غیرقابلمذاکره کفش زمستانه استاندارد
۱) شاسی فوقسفت (Full Rigid) – استاندارد EN 20345
برای انتقال نیرو روی یخ و برف سفت، حفظ راستای پا، و جلوگیری از لیزخوردگی و پیچخوردگی.
۲) سازگاری واقعی با کرامپون نیمهاتومات یا اتومات – EN 893
نه فقط «امکان نصب کرامپون».
بلکه:
فیت پایدار
تحمل فشار جانبی
عدم پیچش زیره
لبه استاندارد heel welt و toe welt
۳) عایق حرارتی معتبر (Primaloft / Aerogel / Thinsulate)
توان تحمل دمای –۲۰ تا –۴۰°C در حالت بیحرکتی (static insulation test).
نتایج تستها در مدلهای معتبر درج میشود—نه فقط «آستر گرم».
۴) ممبران ضدآب – تنفسی معتبر (GORE-TEX Insulated Comfort)
مطابق استاندارد ضدآب بودن EN ISO 20344.
ممبرانهای بینامونشان، ضدآب نیستند بلکه “خیسشونده با تاخیر” هستند.
۵) زیره با ترکیب لاستیکی کلاس سقوط – Vibram Mont / Arctic Grip
زیرهٔ زمستانی باید:
مقاومت سرما داشته باشد
در دماهای زیر صفر خشک نشود
روی یخ اصطکاک ایجاد کند
این ویژگیها در کفشهای ارزان اصلاً وجود ندارند.
۶) ساختار چندلایهٔ گرمایی
کفش زمستانه یک دیواره تکی نیست؛ یک «سیستم حرارتی» است:
Outer Shell + Insulation Layer + Protective Rand + Inner Bootie (در مدلهای دوپوش)
۷) حفاظت جانبی کامل (Full Rubber Rand)
برای جلوگیری از رطوبت جانبی، ضربه و سایش.
۴. بزرگترین سوءتفاهم بازار ایران: «کفشی که کرامپون میخورد یعنی زمستانه»
این جمله خطرناکترین سوءبرداشت در بازار امروز است.
روی هر کفش شهری هم میشود کرامپون بنددار بست.
این یعنی:
شما یک تیغه فلزی زیر پا بستهاید
نه اینکه کفش شما برای یخ و ارتفاع ساخته شده باشد
کفش زمستانه یعنی:
پشتیبانی گرمایی + مکانیکی + سازهای + زیرهای + فیزیولوژیک.
کرامپون فقط ۲۰٪ ماجراست؛
۸۰٪ دیگر استانداردهایی است که کفشهای ارزانقیمت فاقد آن هستند.
۵. عواقب علمی استفاده از کفش غیر استاندارد
این بخش مهمترین است؛ چون بدن انسان با تجهیزات در ارتباط است، نه با تبلیغات.
۱) یخزدگی (Frostbite) – آسیب بافتی غیرقابلبرگشت
در دمای زیر –۱۵ درجه، پا بدون عایق استاندارد در کمتر از ۳۰ دقیقه میتواند دچار:
بیحسی
مرگ سلولی
نکروز
قطع عضو
۹۰٪ موارد یخزدگی در ایران ناشی از کفش نامناسب است.
۲) هیپوترمی (کاهش دمای مرکزی)
پاهای سرد، خون محیطی را کاهش میدهند → دمای بدن افت میکند → لرز شدید → ابرگیجی → کما.
ابتدای هیپوترمی از پاها شروع میشود.
۳) آسیب مفصلی – تاندونی
شاسی نیمهسفت باعث:
فشار بیشازحد روی زانو
التهاب تاندون آشیل
خستگی زودرس
کاهش تعادل در مسیر یخزده
۴) لغزش و سقوط
در مسیرهای یخبرف، زیره غیر استاندارد عملاً مثل زیرهٔ کفش شهری عمل میکند.
۶. واقعیت قیمت (بر اساس دلار ۱۱۴ هزار تومان)
کفشهای استاندارد جهانی ارتفاع ۴۰۰۰–۶۰۰۰ متر با مواد اصلی زیر ساخته میشوند:
ممبران GORE-TEX
عایق Primaloft
شاسی TPU یا Carbon سخت
زیره Vibram Mont یا Arctic Grip
رند لاستیکی ۳۶۰ درجه
عایق حرارتی چندلایه
قیمت جهانی این کفشها:
۱۸۰ تا ۴۰۰ دلار
یعنی با دلار ۱۱۴ هزار تومانی:
۲۰ تا ۴۵ میلیون تومان
پس وقتی کفشی با قیمت ۳–۷ میلیون تومان تحت عنوان «زمستانه دماوند» عرضه میشود، یک حقیقت قطعی وجود دارد:
نمیتواند واقعی باشد.
نه از نظر هزینه تولید، نه استاندارد، نه مواد اولیه.
۷. جمعبندی: زمستان و ارتفاع با کسی شوخی ندارد
کوهستان زمستانی جایی نیست که بتوان با «شبیهسازی تجهیزات» وارد آن شد.
کفش نامناسب نهفقط احتمال صعود را پایین میآورد، بلکه بهصورت کاملاً علمی احتمال آسیب غیرقابل برگشت را بالا میبرد.
کفش زمستانه واقعی:
یک سیستم گرمایی–مکانیکی است
استاندارد دارد
تست دارد
حداقل قیمت مشخص دارد
و توسط برندهای متخصص، طی دههها توسعه یافته
کفشی که فقط کرامپون میگیرد،
کفشی که آستر گرم دارد،
یا کفشی که ظاهر زمستانه دارد،
بههیچوجه و تحت هیچ شرایطی «کفش زمستانه ارتفاع» محسوب نمیشود.
در صعود زمستانی حتی به یک قله ۴۰۰۰ متری ایران، تجهیزات استاندارد باید «اجباری» باشند—نه انتخابی.
پاها، نخستین نقطه تماس ما با کوه هستند؛ و کفش زمستانه، مهمترین ابزار بقای ما.
در کوهستان، گاهی یک انتخاب کوچک، مرز میان ادامه زندگی و پایان مسیر است.

1 دیدگاه دربارهٔ «استانداردهای ناموجود در تولیدات کفش کوهنوردی»
مطلب خوبی بوپ